دیدگاهی پیرامون ماده 69 قانون دفاتر اسنادرسمی و کانون سردفتران و دفتریاران
به نام خدا
دیدگاهی پیرامون ماده 69 قانون دفاتر اسنادرسمی و کانون سردفتران و دفتریاران
سیاوش مددی 1
اظهارنظرها و دیدگاههای یکسویه ومتاسفانه بعضا مغرضانه و بدون تحلیل های منطقی و حقوقی در خصوص ماده 69 قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران مصوب سال 1354 و زمزمه حذف ماده مذکور در طرح اصلاح ق.د.ا.ر.ک از یک طرف و جای خالی تحلیل حقوقی این ماده در مقالات و نوشته های حقوقی و ثبتی از سوی دیگر، بنده را برآن داشت در حد وسع و بضاعت علمی خود، به تجزیه و تحلیل و تعریف این حق مسلم و مکتسبه ی سردفتر، هرچند بصورت اجمالی بپردازم تا شاید روزنه ای در مقابل دیدگان اهل فن و عالمان حقوق ثبتی و سردفتری بازشود و این حق شناخته شده بیشتر مورد بررسی و تدقیق قرار گیرد و چراغ راهی باشد برای تقویت صنف عالم و دانشمند سردفتری تا خدای ناکرده اظهار نظرها و اعمال نسنجیده زمینه تضعیف سردفتر و در نتیجه، تبعات حاصل از آن را که در سالهای اخیر به کرات شاهد آن بودیم، فراهم نیاورد.
قانونگذار در ماده 69 ق.د.ا.ر.ک برای اولین بار برای سردفتر شاغل که بازنشسته می شود حقی را مبنی بر اینکه او می تواند شخص واجد صلاحیتی را برای تصدی دفترخانه خود به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور معرفی کند، شناخت. باایمان به این قاعده که قانونگذار عمل لغو انجام نمی دهد، مسلما شناختن چنین حقی برای سردفتر بدون بررسی پیشینه تاریخی آن و بدون ارزیابی و سنجش صورت نگرفته است. لذا مقاله حاضر به بررسی سابقه و هدف قانونگذار و فلسفه تصویب و شناخت این حق و تحلیل و تعریف حقوقی و نیز تاثیر آن در پیشگیری از وقوع تخلف پرداخته و ضمن تطبیق آن با حقوق معنوی و کسب و پیشه و سرقفلی، این حق را بعنوان یک حق ویژه و مکتسب برای سردفتر قائل شده و معتقد است که هدف قانونگذار نیز از تصویب ماده مذکور فعلیت بخشیدن و جنبه اعلامی و رسمی دادن به این حق مکتسب بوده است و حتی با فرض اینکه اگر این ماده قانونی نیز وجود نداشت مطابق اصول و قواعد مسلم حقوقی و فقهی تعلق چنین حقی برای سردفتر گریزناپذیر بود، آنگونه که درحقوق خصوصی و در باب حقوق معنوی که موضوع آن فعالیت و فکر انسان است مطرح بوده وبه صاحب آن اجازه می دهد تا از منافع و نتیجه و آثار فعالیت خود استفاده کند به مانند حقی که صنعتگر نسبت به شکل خاص از فعالیتهای شغلی خود دارد که عنصر اساسی آن حفظ حیثیت و اعتبار و در نتیجه حفظ مشتریان می باشد، باتوجه به این واقعیت، این فکر ایجاد شده است که سردفتر می تواند، حق بر مشتریان را مانند یکی از حقوق مالی واگذار نموده و در آن تصرفات مالکانه کند و این حق از عوامل موسس آن جدا نیست و با سرمایه سردفتر و نام و اعتبار و امانت داری و جواز تاسیس و حتی محل وقوع دفترخانه و غیره در هم آمیخته است. لذا در تعریف این حق می توان گفت :«حقی است بر مشتریان و سرمایه و اعتبار مادی و معنوی دفترخانه» که با انتصاب سردفتر به این شغل قابلیت ایجاد و واگذاری را پیدا میکند.
باتوجه به تعریف فوق در مباحث آتی به شرایط ایجاد و انتقال و زوال حق و تاثیر آن در تثبیت شغل سردفتری و استحکام سندرسمی و نیز نقش آن در پیشگیری از وقوع تخلف خواهیم پرداخت.
1- سردفتر اسنادرسمی شماره 50 تهران _ مدرس دانشگاه _ کارشناس حقوق قضایی _ کارشناس ارشد حقوق خصوصی _ دانش آموخته در دوره تخصصی دکتری حقوق خصوصی