آمده ام که جان دهم

خاک تورا به سرنهم

گرندهی جواب من

آهو به ضامن آورم

 آمده ام گریه کنم

سوزجگرزسرکنم

چون ندهی شفای من

شکوه به مادرت برم

 درگه پاکت ای رضا

تکیه گه امیدها ست

خاک در سرای توست

ضیاء هردو چشم ما

 صاحب گنبد طلا

تاج سرنگین ها 

درد توآرزوی ما

ای تودوای درد ما

 ای تو پناه شیعیان

یاور ویار بی کسان

نام تو ورد عاشقان

دل بسته ات فرشتگان

 ای تو مظهر رضا

لطف خدای لایزال

ازکرمت عطا نما

دوای درد بی دوا

 گرچه دلم تنگ آمده

غم ز سرم سرآمده

شمیم نرگس آمده

یار به نزدیک آمده

 گر تو بمن ندا دهی

صبرو قرارمن دهی

تاج سرم به سر نهی

این دل وازخود وا رهی

  سعیدی